درس‌هایی از برندهای موفق در دوران جنگ و بحران

۱. مقدمه: بحران، آزمونی که برندها را عریان می‌کند

در روزگاری که زنجیره‌های تأمین جهانی به آسیب‌پذیرترین حد خود رسیده‌اند، اقتصادها دست‌خوش نوسان‌های بی‌سابقه‌اند و تنش‌های ژئوپلیتیک چون سایه‌ای بر کسب‌وکارها سنگینی می‌کند، این پرسش جدی‌تر از همیشه مطرح است: برندها چگونه می‌توانند از بحران نه فقط عبور کنند، بلکه از دلِ آن قدرتمندتر بیرون آیند؟

پاسخ، شاید در نگاه اول دور از دسترس به‌نظر برسد، اما تاریخِ برندینگ مملو از درس‌هایی است که می‌تواند چراغ راهِ امروز باشد. همان‌طور که مارجوری چاپاس، مدیر روابط‌عمومی Umami Comms، به‌درستی اشاره کرده است: «در بحران، برندها نشان می‌دهند که واقعاً چه کسانی هستند.» برندهایی که پیش از طوفان در اعتبار، ثبات و ارتباط عاطفی سرمایه‌گذاری کرده‌اند، همان‌هایی هستند که طوفان را تاب می‌آورند.

این مقاله، با نگاهی علمی–تحلیلی و با الهام از پژوهش‌های معتبر جهانی و مطالعات موردیِ برندهای موفق در ادوار مختلف جنگ و بحران—از جنگ جهانی دوم تا جنگ اوکراین و از رکود بزرگ ۱۹۲۹ تا بحران‌های اخیر ایران—به واکاوی کهن‌الگوی «برند مقاوم» می‌پردازد و چارچوبی عملیاتی برای برندهایی ترسیم می‌کند که می‌خواهند در شرایط سخت، نه‌تنها زنده بمانند، بلکه بدرخشند.


۲. روایت اول: کوکاکولا در جنگ جهانی دوم؛ زمانی که یک نوشیدنی، نمادِ آزادی شد

شاید مشهورترین مثال از یک برند که در دلِ جنگی خانمان‌سوز به اوج رسید، کوکاکولا باشد. در آستانهٔ جنگ جهانی دوم، کوکاکولا یک برندِ صرفاً آمریکایی بود. اما در پایان جنگ، به یک نمادِ جهانیِ آزادی و دموکراسی تبدیل شده بود.

راز این تحول چه بود؟

کوکاکولا در سال ۱۹۴۲ تعهدی تاریخی داد«هر سرباز آمریکایی در هر جبهه‌ای که باشد، می‌تواند یک کوکاکولا با قیمت ۵ سنت بخرد برای عملیاتی‌کردن این وعده، این شرکت ۶۴ کارخانهٔ بطری‌سازی در سراسر جهان احداث کرد و ۲۴۸ «سرهنگِ کوکاکولا» را با لباسِ نظامی به نقاط مختلف جنگ اعزام کرد تا تولید را در خطوط مقدم ممکن سازند.

نتیجه؟ تا پایان جنگ، ۵ میلیارد بطری کوکاکولا به دست سربازان آمریکایی رسید. اما فراتر از اعداد، کوکاکولا کاری کرد که هیچ تبلیغاتی نمی‌توانست انجام دهدبرند را با خاطراتِ خوشِ سربازان در دلِ وحشتِ جنگ گره زد. این «ارتباط عاطفیِ ناب»، سرمایه‌ای شد که کوکاکولا را برای دهه‌ها در صدرِ برندهای جهان نگه داشت.

درسی که کوکاکولا به ما می‌دهد: بحران را نه به‌عنوان تهدید، بلکه به‌عنوان بستری برای خلقِ معنا ببینید. برندی که در سخت‌ترین شرایط به‌فکرِ مخاطبِ خود باشد—نه صرفاً به‌فکرِ فروش—در ذهن و قلبِ او جایگاهی ماندگار پیدا می‌کند.


۳. روایت دوم: DOMINO اوکراین؛ برندِ لوکسی که جنگ را به فرصت تبدیل کرد

در سال ۲۰۱۴، آنتون شوخنین، کارآفرین اوکراینی، ناچار شد دونتسکِ زادگاهش را با خانواده ترک کند و کسب‌وکارش را در کی‌یف از صفر بازسازی کند. امروز، برندِ لوکسِ پوشاک TM DOMINO که او بنیان نهاده، به یک برندِ ملیِ تمام‌عیار تبدیل شده است که از نیروهای مسلح اوکراین حمایت می‌کند، به آوارگانِ جنگ کمک می‌رساند و—با وجودِ جنگ—به رشدِ خود ادامه می‌دهد.

شوخنین در مصاحبه‌ای با Kyivpost می‌گوید: «هرچه کمتر منتظر پایانِ جنگ باشید، شانسِ بیشتری برای بقا دارید.» او معتقد است که حمایت از ارتش نباید یک «احساسِ لحظه‌ای» باشد، بلکه باید به «انضباط» تبدیل شود—چیزی که بخشی از فرهنگِ کارآفرینیِ یک کشور باشد.

برند DOMINO با راه‌اندازی «فلش‌ماب‌هایی» برای حمایت از نیروهای دفاعی، کسب‌وکارهای دیگر را به چالش کشید: هر آنچه در یک دورهٔ مشخص به‌دست می‌آورید، به نیازهای سربازان در خطِ مقدم اهدا کنید. نتیجهٔ این رقابتِ سالم، نه‌تنها کمکِ ملموس به جبهه‌ها، بلکه افزایشِ فروش در همان روزها بود؛ چراکه مشتریانِ برند، با شنیدنِ این چالش، خریدهای خود را دقیقاً در آن بازهٔ زمانی انجام می‌دادند.

شوخنین تأکید می‌کند که جنگ همه‌چیز را شفاف کرده است: «مسئله این نیست که چه کسی بیشتر درآمد دارد—مسئله این است که چه کسی همدلی دارد و نقشِ خود را در این جنگ درک می‌کند.» او که خود یک آوارهٔ جنگی است، به‌خوبی می‌داند که حمایت از آوارگانِ داخلی به‌اندازهٔ کمک به جبهه اهمیت دارد.

درسی که DOMINO به ما می‌دهد: در بحران، همدلی و مسئولیت‌پذیریِ اجتماعی یک «اقدامِ اخلاقیِ اضافی» نیست—یک ضرورتِ استراتژیک است. برندهایی که در کنارِ جامعهٔ خود می‌ایستند، در سخت‌ترین شرایط نیز مشتریانی وفادار خواهند داشت.


۴. روایت سوم: جنگِ ۱۲ روزه و برندهای ایرانی؛ آزمونی برای همدلی

در جریان جنگِ ۱۲ روزهٔ اخیر، الگویِ مصرفِ مردم در ایران به‌طرز چشمگیری تغییر کرد: از خریدِ اقلامِ بهداشتی و کنسرو گرفته تا گرایش به پیام‌های آرام‌بخش در ارتباطاتِ برندها. یک بررسیِ میدانی نشان داد که فروشگاه‌های زنجیره‌ای با کنترلِ قیمت‌ها و تأمینِ مستمرِ کالا، نقشی مؤثر در ایجادِ آرامش ایفا کردند.

ناصر پاشاپور نیکو، بنیان‌گذار و مدیرعامل گروه دی‌ان‌ای یونیون، در نشستی با موضوع «بحران و کسب‌وکارها» تأکید کرد که واکنشِ سریع، پایشِ مستمرِ بازار، ثباتِ قیمت، تأمینِ به‌موقعِ کالا و انتقالِ پیام‌های همدلانه، از مهم‌ترین عواملِ موفقیتِ برندها در شرایط بحرانی هستند.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که کسب‌وکارهایی که در کنارِ مردم ایستادند و به نیازهای واقعی پاسخ دادند، توانستند جایگاهی ماندگار در ذهن و قلبِ مشتریان به‌دست آورند. در مقابل، برندهایی که به نیازهای تازهٔ مصرف‌کنندگان بی‌توجهی کردند، فرصتِ اثرگذاری را از دست دادند.

درسی که جنگِ ۱۲ روزه به ما می‌دهد: در ایرانِ امروز، بحران‌ها—چه اقتصادی، چه سیاسی، چه امنیتی—جزئی از واقعیتِ کسب‌وکار هستند. برندهایی که بتوانند در این شرایط همدلیِ واقعی را با اقدامِ عملی ترکیب کنند، نه‌تنها از بحران عبور می‌کنند، بلکه اعتمادِ ماندگارِ مخاطبان را به‌دست می‌آورند.


۵. نگاهِ علمی: چرا برندهای قوی در بحران مقاوم‌ترند؟

فراتر از روایت‌های موردی، پژوهش‌های علمی نیز این واقعیت را تأیید می‌کنند که برندهای قوی در بحران‌ها عملکردِ بهتری دارند.

۵-۱. قدرتِ عاطفیِ برند

برندهای قوی «برندهای عاشق‌شدنی» (Love Brands) هستند؛ برندهایی که در بافتِ فرهنگیِ بازارِ خود ریشه دوانده‌اند و برای مشتریان خود ارزشِ عاطفی فراتر از معاملهٔ صرفِ خرید و فروش دارند. سال‌ها موقعیت‌یابیِ استراتژیک، ارتباطِ همدلانه و تجربه‌های هوشمندانهٔ مشتری، این برندها را تقریباً در برابرِ رکود مقاوم می‌سازد. به‌همین دلیل است که برندهایی مانند نوتلا، نسپرسو، نایکی و فراری در زمانِ جنگ یا رکود، همچنان مشتریانِ وفادار خود را حفظ می‌کنند.

۵-۲. سرمایه‌گذاری در بحران، نه عقب‌نشینی

تحقیقاتِ هاروارد نشان می‌دهد برندهایی که در دورانِ رکود، هزینهٔ بازاریابیِ خود را افزایش می‌دهند، ۲۰٪ فروشِ بیشتری نسبت به دورانِ پیش از رکود تجربه می‌کنند؛ در حالی که برندهایی که هزینه‌ها را کاهش می‌دهند، با ۷٪ کاهشِ فروش مواجه می‌شوند.

پژوهشِ Kantar BrandZ نیز نشان می‌دهد برندهای مقاومِ دورانِ بحران مالیِ ۲۰۰۸، ۹ برابر سریع‌تر از رقبا بهبود یافتند. همچنین، مطالعه‌ای توسط Analytic Partners نشان می‌دهد برندهایی که در دورانِ رکود، سرمایه‌گذاریِ رسانه‌ایِ خود را دوچندان کردند، ۱۷٪ افزایشِ فروشِ افزایشی (Incremental Sales) را تجربه کردند، در حالی که برندهایی که هزینه‌ها را کاهش دادند، به‌طور متوسط ۱۸٪ ضرر متحمل شدند.

۵-۳. جامعه، نه مخاطب

برندهایی که در دورانِ بحرانِ اخیرِ امارات (تنش‌های ایران–آمریکا) عملکردِ خوبی داشتند، یک ویژگیِ مشترک داشتند: آن‌ها پیش از بحران، ماه‌ها صرفِ ساختِ یک «جامعه» (Community) کرده بودند—نه صرفاً یک «مخاطب» یا «دنبال‌کننده». مارجوری چاپاس می‌گوید: «برندهایی که اکنون برای فعال‌سازیِ "جامعهٔ محلی" خود دست‌وپا می‌زنند—پس از سال‌ها هدف‌گیریِ صرفاً گردشگرانِ پول‌ساز—دریافته‌اند که جامعه را نمی‌توان وقتی به آن نیاز دارید، قرض گرفتجامعه باید مدتها پیش از طوفان ساخته شده باشد.»


۶. جمع‌بندی و توصیه‌های راهبردی برای برندها و آژانس فردا نوین

برندهایی که از دلِ جنگ و بحران سربلند بیرون آمده‌اند، الگویی مشخص را دنبال کرده‌اند. این الگو را می‌توان در قالبِ ۶ اصلِ راهبردی خلاصه کرد:

۱. همدلی، نه صرفاً فروش
در بحران، مشتریان از برند نمی‌پرسند «چه می‌فروشی؟»؛ می‌پرسند «آیا هنوز به تو اعتماد دارم؟». پاسخی که برندها در بحران به این پرسش می‌دهند، تعیین‌کنندهٔ آیندهٔ آن‌هاست.

۲. سرمایه‌گذاری در ارتباط، نه کاهشِ هزینه
برندهایی که در بحران، بازاریابی را به‌عنوان «هزینه» نمی‌بینند، بلکه به‌عنوان «موتورِ رشد» به آن می‌نگرند، از رقبا پیشی می‌گیرند.

۳. مسئولیتِ اجتماعی، به‌عنوان «نُرم»
همان‌گونه که شوخنین می‌گوید، حمایت از جامعه در بحران نباید یک «احساسِ لحظه‌ای» باشد، بلکه باید به فرهنگِ کسب‌وکار تبدیل شود.

۴. پیام‌های همدلانه، نه سکوت
برندهایی که در بحران سکوت می‌کنند یا «بزن‌برو» (tone-deaf) عمل می‌کنند، در ذهنِ مشتریان ثبت می‌شوند—اما نه به‌گونه‌ای مثبت. ارتباطِ مستمر و همدلانه، کلیدِ بقاست.

۵. انعطاف‌پذیری و نوآوری
پژوهش‌ها تأکید دارند که نوآوری، انعطاف‌پذیری، وفاداریِ مشتری و همدلیِ برند با جامعه، عواملِ کلیدیِ موفقیت در بحران هستند.

۶. سرمایه‌گذاریِ پیش‌دستانه در اعتبار و اعتماد
برندهایی که در دورانِ آرامش، در اعتبار، ثبات و ارتباطِ عاطفی سرمایه‌گذاری کرده‌اند، در طوفان ایمن‌ترین مسیر را دارند.


۷. افقِ پیشِ روی آژانس فردا نوین

آژانس تبلیغاتی فردا نوین، با تکیه بر درکِ عمیق از روان‌شناسیِ مخاطب و تجربهٔ زیستهٔ برندها در فضایِ پیچیدهٔ ایرانِ امروز، در موقعیتی استثنایی قرار دارد تا به برندها کمک کند نه‌تنها از بحران عبور کنند، بلکه از دلِ آن قوی‌تر بیرون بیایند.

همان‌گونه که در مقالاتِ پیشینِ این مجموعه—از «اسطوره‌شناسیِ مخاطبِ اسیر» تا «خلاقانه‌ترین کمپین‌های تبلیغاتِ درون‌پروازی»—تأکید کردیم، ارتباطِ عمیق و اصیل با مخاطب، کلیدِ موفقیت در هر شرایطی است. بحران، این حقیقت را عریان‌تر از همیشه نشان می‌دهد: برندها نمی‌توانند در زمانِ سختی، ارتباطی را که در زمانِ آرامش نساخته‌اند، یک‌شبه قرض بگیرند.

ما در فردا نوین، با نگاهِ مدیرهنری و رویکردی علمی–تحلیلی، آماده‌ایم تا به برندها کمک کنیم پیش از آنکه بحران فرا برسد، سرمایه‌گذاریِ عاطفیِ خود را با مخاطبانشان بسازند—تا وقتی طوفان می‌آید، چیزی برای ازدست‌دادن نداشته باشند، بلکه همه‌چیز برای به‌دست‌آوردن داشته باشند.


منابع و مآخذ

  • Campaign Middle East. (2026). In a crisis, brands reveal who they really are
  • Kyivpost. (2025). Anton Shukhnin, DOMINO TM: “The less you wait for the war to end, the more chances your business has to survive”
  • Tejarat News. (2025). درس‌های جنگ ۱۲ روزه برای برندها
  • BDO Belgium. (2025). How strong brands are recession proof
  • Inc. Magazine. (2025). How Expensive Brands Like Apple Stay Relevant in a Recession
  • Campaign Asia. (2026). Going the distance during a downturn: Building brands of tomorrow
  • Harvard Business Review / Kantar BrandZ. Brand resilience during economic crises
  • Analytic Partners. ROI of media investment during downturns
  • Coca-Cola Company. (2025). How Coca-Cola Became Part of America's Story
  • Museum of the American G.I. (2024). An American GI’s best friend: Coca-Cola